خاطرات به دنیا اومدن مهراد جونی تو بیمارستان
اولین روزی که عشقم پا به این دنیای زمینی قدم گذاشت .وعکس خوشگلتو به من نشون دادن
![]()








وقتی که میو مدیم بیمارستان ومیخواستیم که روی ماهتو ببینیم برای من زیاد راحت نبود ولی اصل برام مهم نبود.و فقط من وبابایی راه می دادن تا بیاییم ولی مامان مریم و مامان افسر اومدن وتو رو دید البته خانوم پرستار با اصرار قبول کرد.

وبعد از 5 روز مامان مونا تونست بغلت کنه.


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


خاطرات به دنیا اومدن مهراد جونی تو بیمارستان 
